خرید بک لینک

آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «مطلب آموزشی...تجهیزات کوهنوردی ..تغییر شخصیت در ارتفاع» را در ادامه بخوانید.

 

 

 

تغییر شخصیت در ارتفاع

 

ارتفاع می تواند شخصیت فرد را کاملا عوض کند . اراده سست می شود ودوستیها در معرض تهدید قرارمی گیرد.یک از کوهنوردان می نویسد : (( دوست شما در شهر ممکن است در کوه دشمن شما شود.حتی خرناسهایش شکل تازه وطردکننده ای می گیرد. شوخیهایش در هنگام غذا خوردن ،‌صدای جویدنش، احساس شعفی که با آن بهترین لقمه ها را برمی دارد وبه ندرت آنرا پنهان می کند.طرزمضحک گام برداشتنش ، حتی پارگی لباسهایش ورنگ وصله کف جورابهایش ممکن است باعث تحریک وتنفری تحمل ناپذیر شود .))

 

حتی خودمان هم تجربه های مشابه این راداریم؛ مثلازمانی که حس وحال در آوردن چیزی از کوله را نداریم ، معمولا چه چیزی را بهانه می کنیم؟ (( ته کوله اس ... !!!)) و چقدر مردانگی می خواهد برای دوست تشنه ات،  کوله سنگین را روی شیب کوه ، زمین بگذاری وقمقمه آب را به اصطلاح از ته کوله در بیاوری و به دوستت بدهی ...!!

 

 

پس برای چه دست به چنین کارهایی می زنند؟


بسیاری از بزرگترین کوهنوردان دنیا توضیح آنرا دشوار می یابند. دلیل این همه ،  یقینا نمی تواند لذت بردن از مناظر کوهستان باشد. خطر وخستگی مفرط ورنجوری تن وروان حس کسب لذت از زیباییهای طبیعت را از کار می اندازد.

 

کوهنورد به ندرت می تواند از جایی که قدم بعدی را می گذارد چشم بردارد. البته کوهنوردانی وجود دارند که درنگ می کنند تا با حیرت به تامل در جریان ویرانی پیرامونش بپردازد. درنگ برای دیدن ویرانی .

در اینجا بجز در مورادی خاص ، آن هم بطور موقت ، دیگر اثری از سازندگی نیست ؛ نابودی است ونابودی که شکل هراس آور وناخوشایندی به خود می گیرد.

 

آنچه ذهن کوهنورد را هرچقدر هم خسته باشد گاه به گاه با سرخوشی پرمی کند ،‌تصاویری نیست که کوهنورد در مبارزه اش از مسیر رنج آور خود می بیند ، بلکه چشم اندازی است که از آن فرازها دیده می شود. ستیغهای اطراف ، زیبا به نظر می آید ، اما ستیغی که درست بالای سر است به ندرت زیبا می نماید. چشم انداز پایین است که روح را پرواز می دهد.یخ جایش را به سنگ ، سنگ به خاشاک ، خاشاک به درختان ، درختان دوردست به مزارع وزندگی نهان دره ها ودشتها می دهد. این چشم انداز همچون شهر فرنگ تاریخی ، تصویر گر ظهور انسان است.

 

دنیای وحشی به هیئت دنیایی آرام در می آید وهنگامی که هر دو در کنار هم همزمان مشهودند تاثیر هر دو چند برابر می شود . شما می توانید از پایین با آسایش آنها را در کنار هم ببینید اما از بالا تضاد خیلی آشکار تر است .اینجا فصل ندارد .شما در دنیایی ما قبل تاریخ منزوی می شوید ؛‌دنیایی منجمد ؛ جایی که حتی نیش زنبور یاد آور خوش چیزهای آشناست . لیکن زنبوری نیست. طبیعت از گستاخیهای ملایمش واز همه دلپذیریهایش ، بجز تغییر رنگها ، جدا شده است و شما با خامترین عناصر سازنده جهان روبرو می شوید؛ دنیایی بیچاره ، اما متعالی.

 

آنچه انسان راوا می دارد که روی ستیغها زندگی اش را به خطر اندازد چیست ؟بدون تردید مثل مورد جنگ در آن مایه هایی از افتخار جویی ، شخصی یا میهنی است . در هنگام صعود ، کوه نه موضوع تحسین بلکه دشمن است . خود کوهنوردان ماجراهایشان را با عبارتهای نظامی بیان می کنند : حمله، ارودگاه ، فتح ، شکست . درستی مانند سربازی که قدرت دشمن را تحسین می کند. کوهنورد پس از شکست خود را کوچک احساس می کند . یکی از کوهنوردان پس از یک صعود ناموفق چنین می گوید

 

 

 

 

  RSS 

برچسب: نویسنده: سجاد رضایی تاريخ: چهارشنبه 31 تير 1405 ساعت: 17:20

صفحه بندی